بهار آمد
دوباره برگی نو باری نو سالی نو...بهار آمد با هر آنچه زیبایی است تا نقش غمزده زمستان را از چهره ی زمین پاک کند تا یادمان دهد که زمستان وجودمان را همیشگی نکنیم هر سال به اندازه بهار فرصتی برای نو شدن داریم
خدایا: می دانم بهار یکی از نام های توست شاید اولین نام تو و شاید آخرین نام تو و نام های تو سبزترند از هزار بهار .
می دانم سیب ها که می افتند به پای تو می افتند و گلابی ها که می رسند به عطر تو میرسند.
خدایا: اگر بهار بیاید و سبز نشوم!! از قافله باران جا می مانم و بی رنگ و بی صدا در انبوه ابرها گم می شوم
ای قافله سالار بهار یاریمان فرما تا در جشن مستانه روزگار سبز شویم...
روزهای بهاریتان شادمانه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ ساعت 21:45 توسط هادی علیزاده
|
این وبلاگ وبلاگی گروهی در مورد موضوع های مختلف همچنین موارد مربوط به رشته برق و استفاده از مطالب دوستان مقالات٬جزوات و ... در این زمینه است. امید به آنکه دوستان عزیز در جهت ارتقاء آن کوشا باشند.